تبليغاتX
عشق یعنی






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



تصاویر عاشقانه

 

 


نويسنده: تارا مورخ: چهارشنبه ششم آذر 1387 در ساعت: 21:57
|+|



 

 

 

 هی نشین غصه نخور

رفته که رفته

دل از عاشقی نبر

رفته که رفته

اگه عاشق تو بود

تنها نمی رفت

شده به پات می سوخت

اما نمی رفت

 

 

بی خیالش

مگه چند سال تو جوونی

بی خیالش

مگه چند سال تو می مونی

بی خیالش

اینا رسم روزگاره

همشون کار خداست

حکمتی داره

 

 

یاد حرفای قشنگش

می دونم

واست یه عذابه

دل تو خیلی گرفته

حالا و روزتم خرابه

 

 

اون که رفته

 خیلی وقته

خبری از تو نداره

اون یه ابر پر غباره

گاهی وقتا نمی باره

 

 

دیگه تنها شدی یو

سکوت تو پر از غمه

همه عالم و ادم

واسه تو جهنمه

 

 

اون که رفته

دیگه رفته

دیگه برگشتن نداره

 

 

اگه دوستت داشت

نمی رفت

اون که رفته

 

دیگه تنهایی دوباره

 

 

ازیه خواننده عزیز که خیلی دوستش دارم

 

 

 

 

 هی نشین غصه نخور

رفته که رفته

دل از عاشقی نبر

رفته که رفته

اگه عاشق تو بود

تنها نمی رفت

شده به پات می سوخت

اما نمی رفت

 

 

بی خیالش

مگه چند سال تو جوونی

بی خیالش

مگه چند سال تو می مونی

بی خیالش

اینا رسم روزگاره

همشون کار خداست

حکمتی داره

 

 

یاد حرفای قشنگش

می دونم

واست یه عذابه

دل تو خیلی گرفته

حالا و روزتم خرابه

 

 

اون که رفته

 خیلی وقته

خبری از تو نداره

اون یه ابر پر غباره

گاهی وقتا نمی باره

 

 

دیگه تنها شدی یو

سکوت تو پر از غمه

همه عالم و ادم

واسه تو جهنمه

 

 

اون که رفته

دیگه رفته

دیگه برگشتن نداره

 

 

اگه دوستت داشت

نمی رفت

اون که رفته

 

دیگه تنهایی دوباره

 

 

 

 

 

 

 

 هی نشین غصه نخور

رفته که رفته

دل از عاشقی نبر

رفته که رفته

اگه عاشق تو بود

تنها نمی رفت

شده به پات می سوخت

اما نمی رفت

 

 

بی خیالش

مگه چند سال تو جوونی

بی خیالش

مگه چند سال تو می مونی

بی خیالش

اینا رسم روزگاره

همشون کار خداست

حکمتی داره

 

 

یاد حرفای قشنگش

می دونم

واست یه عذابه

دل تو خیلی گرفته

حالا و روزتم خرابه

 

 

اون که رفته

 خیلی وقته

خبری از تو نداره

اون یه ابر پر غباره

گاهی وقتا نمی باره

 

 

دیگه تنها شدی یو

سکوت تو پر از غمه

همه عالم و ادم

واسه تو جهنمه

 

 

اون که رفته

دیگه رفته

دیگه برگشتن نداره

 

 

اگه دوستت داشت

نمی رفت

اون که رفته

 

دیگه تنهایی دوباره

 

 

 


نويسنده: تارا مورخ: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 در ساعت: 16:8
|+|



1-اگر یک زن سیگار بکشد:

در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری

در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!

و در عربستان او را سنگسار می کنند!

 

2-اگر یک زن برای برابری حقوق زن و  مرد تلاش کند:

در امریکا به او می گویند : فمنیست

در ایران به او می گویند :تهمینه میلانی

و در عربستان او را سنگسار می کنند!

   

4-اگر جسد زنی در یکی از میدان های شهر و درون یک کیسه پلاستیکی پیدا شود:

در امریکا : احتمالاً او یک زن خیابانی و بی خانمان بوده.

در ایران:احتمالاً شوهر غیرتی اش او را کشته

در عربستان: صد در صد بر اثر جراحات وارده ناشی از سنگسار به قتل رسیده است!

 

5-زنان:

در امریکا اجازه دارند در  پزشکی ، حقوق ، مهندسی و ... تحصیل نمایند.

در ایران اجازه دارند در پزشکی ، حقوق ، مهندسی و .... به شرط تفکیک جنسیتی تحصیل نمایند

در عربستان اجازه دارند از بین بی سوادی و سنگسار یکی را برگزینند!

 

6-

در امریکا: مادر و پدر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان هستند.

در ایران: مادر مسئول نگه داری و تربیت و بزرگ کردن فرزندان است.

در عربستان:فرقی نمی کند که مادر مسئول چیست چون در هر صورت سنگسار می گردد.

 

7- اگر زنی بخواهد از شوهرش جدا شود:

در امریکا:درخواست طلاق می دهد و نیمی از سرمایه شوهرش به او میرسد( زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی:دو هفته)

در ایران:در خواست طلاق می دهد و در صورتی که هیچ ادعایی نسبت به نفقه و مهریه نداشته باشد میتواند از همسرش جدا گردد(زمان بین درخواست طلاق و اتمام مراحل قانونی: 14 الی 15 سال!)

در عربستان:درخواست طلاق میدهد و شوهرش اجازه دارد او را سنگسار کند

 

8-یک دختر 18 ساله:

در امریکا نیازی به اجازه کسی برای انجام کارهایش ندارد.

در ایران تنها برای دست شویی رفتن و تنفس نیازی به اجازه کسی ندارد!

در عربستان اصولاً هیچ اجازه ای ندارد!!!

 

9-تبریک میگم شما پدر شدید.بچتون یه دختره

در امریکا:Oh God Thanks

در ایران: خاک بر سرت حلیمه! بازم دختر زاییدی؟!؟!

در عربستان: نعم؟البنت؟ لا لا لا! أنا بد بخت! سنک سار یا زنده فی القبر هذه الدختر!

 

10-زنی به شوهرش خیانت کرد....

در امریکا: طلاق ....

در ایران: فحش، کتک ، اسید ، چاقو ، قتل ناموسی.....

در عربستان: به دلیل دلخراش بودن صحنه ها از بیان آن عاجزیم!


نويسنده: تارا مورخ: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 در ساعت: 16:1
|+|



عکس های جلب

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/

 

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دارhttp://www.takpix.com/

 

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/

 

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/

 

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/

 

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/

 

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/

 

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/

 

عکسهای فوق العاده زیبا و خنده دار - http://www.takpix.com/


نويسنده: تارا مورخ: پنجشنبه شانزدهم آبان 1387 در ساعت: 15:58
|+|



* عشق و ثروت و موفقیت *

 

* عشق و ثروت و موفقیت *

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید


نويسنده: تارا مورخ: جمعه دهم آبان 1387 در ساعت: 11:35
|+|



بوسه یعنی مُنتهای عاشقی بردلت بارد بلای عاشقی بوسه یعنی من دگرما گشته ایم باهوای کوی دل آغشته ایم بوسه یعنی مهرمن تقدیم تو خاطراتش مانده درتقویم تو بوسه یعنی غنچۀ گلهای باغ بوسه می سازد تنت را داغ داغ بوسه یعنی هجرمان پایان گرفت درد بی درمانمان درمان گرفت بوسه یعنی اشتیاق هردولب بوسه یعنی طعم شیرین رُطب بوسه یعنی داد بی آوای دل چون زنی برلب بگویی وای ِ دل بوسه گاهی معنی مهرپدر بردل مادربیاندازد شرر بوسه گاهی معنی هجر و فراق لحظۀ تلخ جدایی ،انشقاق بوسه گاهی بوی شهوت می دهد مزّه هتک وجسارت می دهد بوسه گاهی جای معنای سپاس گیرد و، تا لطف را دارند پاس بوسه ی« جاوید » بر دست کَسی کو بگیرد حق کَس از ناکَسی
نويسنده: تارا مورخ: شنبه بیستم مهر 1387 در ساعت: 17:37
|+|



اینم یه تیکه درد و دل من به ...

اینم یه تیکه درد و دل من به ... هميشه انقدر ساده نرو و مگذر، لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند..! و تو.. هيچ وقت او را نديده اي سالهاست كور شده ايم...........قرن هاست كه كر گشته ايم ......حتي صداي تپش قلب خويش را از ياد برده ايم! سالهاست كه بودن را با ماندن اشتباه گرفته ايم
نويسنده: تارا مورخ: شنبه بیستم مهر 1387 در ساعت: 17:29
|+|



تقدیم به عشقمتقدیم به عشقمتقدیم به عشقم

Image and video hosting by TinyPic

تقدیم به عشقمتقدیم به عشقمتقدیم به عشقم 

برای تویی که تمام تنهاییم پراز یادتوست

 برای تویی که احساسم از آنِ وجود نازنین توست

 برای تویی که تمتم هستی ام درعشق تو غرق شده

برای تویی که هرلحظه دوریت برایم مثل یک قرن است

برای تویی که سکوتت سخت ترین شکنجه من است

 برای تویی که عشقت معنای بودنم است

 برای تویی که غم هایت معنای سوختنم است

 دوستت دارم خوب من .......

ما در ره عشق تو اسیران بلاییم

کس نیست چنین عاشق بیچاره که ماییم

بر ما نظری کن که در این شهر غریبیم

 بر ما کرمی کن که در این شهر گداییم

وجدی نه که بر گرد خرابات برآییم 

 زهدی نه که در کنج مناجات نشینیم

نه اهل صلاحیم و نه مستان خرابیم

اینجا نه و آنجا نه چه قومیم و کجاییم

حلاج وشانیم که از دار نترسیم

 مجنون صفتانیم که در عشق خداییم

ترسیدن ما چون که هم از بیم بلا بود

اکنون ز چه ترسیم که در عین بلاییم

ما را به تو سریست که کس محرم آن نیست

 گر سر برود سر تو با کس نگشاییم

ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است

 بردار ز رخ پرده که مشتاق لقاییم

دریاب دل شمس خدا مفخر تبریز

 رحم آر که ما سوخته داغ خداییم

کاش بودی و می دیدی که چشمانم چگونه زیر این همه نامهربانی

 چمباته زده و آرزوهایم آتش گرفته

ازمن مخواه احساسم را نابود کنم و صدای ترک خوردن

 درونم را پشت دیوار روزگار خفه کنم

تو به دلتنگی من نظری ندادی و به اوج انتظارم التفاتی نمی کنی

اما من مطمئنم که روزی می رسد که حرفهایم

را از چشمان بارانی ام می خوانی

آن وقت، آن روز روز رنگین کمان احساس است

روزی که من دیگر پلکهایم را بر روی

 جاده های بی سوار باز نخواهم کرد


نويسنده: تارا مورخ: یکشنبه هفتم مهر 1387 در ساعت: 16:36
|+|



تو یعنی  در حضور نیلی صبح

گلی را به بهار دل سپردن

تو یعنی ارغوانی گشتن وبعد

هزاران دست تنها را فشردن

تو یعنی مثل شنبم عاشقانه


نويسنده: تارا مورخ: یکشنبه هفتم مهر 1387 در ساعت: 16:28
|+|



تقديم به بچه هاي با حال


نويسنده: تارا مورخ: شنبه ششم مهر 1387 در ساعت: 16:55
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
Fall Hafezz & www.B-a-h-a-r-2-0.sub.iR & Ghaleb Weblog